مي خواهيد بدانيد در چه روزي از هفته متولد شده ايد و تاريخ تولد خود را به صورت ميلادي بدانيد !!!
مي خواهيد بدانيد در چه روزي از هفته متولد شده ايد و
تاريخ تولد خود را به صورت ميلادي بدانيد ؟؟؟
Grammar Rules!: For Students, Parents, & Teachers !!!
Grammar Rules!: For Students & Teachers
یک روش سر راست برای فراگرفتن اصول دستور زبان انگلیسی و مهارتهای نوشتن به این زبان. این کتاب مجموعهای از تمرینات مربوط به گرامر زبان انگلیسی و اشتباهات رایج و متداولی است که در این مقوله پیش میآید. این تمرینات با این هدف طراحی شدهاند تا مفاهیم اولیهی دستور زبان انگلیسی را آموزش داده و به شما یاد دهد که این مفاهیم چطور میتوانند در نوشتن صحیح به کار روند. اگر دوست دارید گرامر زبان انگلیسی را با تصحیح اشتباهات دیگران یاد بگیرید، این کتاب بهترین موقعیت را برایتان فراهم میسازد. این کتاب در قطع پیدیاف و 251 صفحه در حدود چهار مگابایت حجم دارد . برای بازدید از غرفهی این کتاب نیز میتوانید از آمازون دیدن فرمایید...

دانلود از لينک رپيد شير / Download From RapidShare Link
اس ام اس خنده دار + اس ام اس سرکاری جدید !!!
اس ام اس خنده دار + اس ام اس سرکاری جدید
غضنفر لکنت زبون داشته بهش میگن همیشه زبونت میگیره؟ میگه نه فقط وقتی حرف میزنم
به غضنفر میگن: تاحالا آبجو خوردی؟ میگه: جدا جدا خوردم ولی باهم نه
به غضنفر میگن کدوم حیوان همه آدم هارو میشناسه؟ میگه گوسفند میگن چرا؟ میگه آخه هرکیو میبینه میگه باااااااه
غضنفر میره جهنم از پشت میلهها به یه بهشتی میگه یه لیوان آب خنک بده من, طرف میگه: نمیشه, تو هم کارای خوب میکردی تا میومدی بهشت. غضنفر میگه باشه فردا صبح که آب جوش خواستی پدرتو در میارم
از غضنفر ميپرسن دليل اينكه همه ماشين ها پشت ماشين عروس بوق ميزنن چيه؟
ميگه :مي خوان اينو بگن: اوني كه هيچ وقت نمي داد ، ديديد داد ، ديديد داد !
گرگه گشاد گشاد راه ميرفت،
مي پرسن چي شده ميگه:
رفتم خونه ي شنگول و منگول
گفتم :مامانتونم
پدرشون جدي گرفت.
شعار اول انقلاب : نه تايد مي خوايم نه ريكا ، مرگ بر امريكا
شعار امروز : نه تايد داريم نه ريكا ، غلط كرديم امريكا !
داستان باحال !!!
داستان باحال
من خيلي خوشحال بودم. من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم. والدينم خيلي كمكم كردند. دوستانم خيلي تشويقم كردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود. فقط يه چيز من رو يه كم نگران مي كرد و اون هم خواهر نامزدم بود. اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود كه گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي كرد و باعث مي شد كه من احساس راحتي نداشته باشم? يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست كه برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي. سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رك و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ?????.! من شوكه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم. اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين كار هستي بيا پيشم. وقتي كه داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم. يهو با چهرهء نامزدم و چشمهاي اشك آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي. ما خيلي خوشحاليم كه چنين دامادي داريم. ما هيچكس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا كنيم? به خانوادهء ما خوش اومدي.
نتيجهء اخلاقي: هميشه كيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد.
یک داستان جالب !!!
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند: «ما نمی توانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد باز هم در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: «ما نمی توانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب، بسیار خوب، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن آن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم، من حاضرم. بگویید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند «تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همین طور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت:«من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم. تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند: «تبریک می گوییم. پاسخ های تو کاملا صحیح است. اکنون تو یک راهب هستی. ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت: «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود. مرد گفت: «ممکن است کلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبی یک در سنگی بود. مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند.
راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کلید کرد.
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت: «این کلید آخرین در است». مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد. وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.
.
.
.
.
اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید، چون شما راهب نیستید!
.
.
.
.
اس ام اس و جوک سرکاری جدید !!!
به غضنفر ميگن لپ لپ مي خري؟
ميگه : آره ! ميگن حالا جايزه هم توش داره؟
ميگه فكر نمي كنم ،من لپ لپ رو واسه كيفيتش مي خرم !!!
به غضنفر ميگن ميزان تحصيلات ؟ ميگه PHD ميگين يهني چي ؟ ميگه:
Passed Highschool with Difficulties
استاد دختره رو ميبره پاي تخته، ميگه دستگاه تناسلي زن رو بكش
دختره خجالت مي كشه سرشو مي ندازه پايين ،غضنفر داد ميزنه ميگه استاد داره تقلب مي كنه !
فلان جاي ايشان كمي پاره بود ( آرنج )
دو دستش هميشه فلان جاش بود ( كمر )
فلان چيز او تا نك پاش بود (شمشير )
چو راه فلانش همي تنگ شد ( حوصله )
فلان با فلانش سر جنگ شد ( عقل و احساس )
چو رستم فلانش همي راست شد ( عذم و اراده )
فلان كردنش خوردن ماست شد ( جنگ )
غضنفر توي نماز دستاشو بر عكس گرفته بود ،بهش ميگن چرا اين طوري كردي؟
ميگه اين دفعه ميخوام از حفظ بخونم !
یارو میره زنشو بگیره ، غضنفر میگه ایندفعه بیفته اینجا جرش میدم !!
طبق فتوای جدید علما خوردن بستنی عروسکی حرام اعلام شد. چون اونی رو که میخوری معلوم نیست دختره یا پسر !!!
واي خواهر تنت بوي كربلا ميده ، شهيدتم
بخشيد لنگه كفش من خونتون جا نمونده ؟
.
.
.
.
.
از طرف سيندرلا
.
.
.
.
( طرح پيدا كردن شوهر !)




